السيد الطباطبائي
50
مجموعه رسائل ( فارسى )
ثابتند ؟ بر هيچ كدام از اين احتمالات نص و دليل روشن نداريم ، هر چند كه از اخبار ، دو احتمال نخستين برمىآيد . استاد طباطبائى در تعليقه بر اين بيان نوشته است : اين كلام از آن كلمات شگفتآور است و دلالت روايات بر عينيت ذات و صفات ، هيچ ابهامى ندارد و به عبارت ديگر خداوند حقيقتاً علم به اشياء دارد نه مجازاً ، همچنان كه او خود علم را دارد نه اثر علم و نتيجه آن را و ثالثاً : اين علم ذاتى است نه با وصفى جز ذات . « 1 » حديث هيجدهم از همان باب در توضيح صفات خداوند است . و مجلسى در زمينه تغيير و دگرگونى معلوم ، نه علم نكاتى را آورده است . استاد در تعليقه فرموده : علم و دانشى كه با وجود و عدم و پس و پيشى معلوم خارجى ، تغيير و دگرگونى پيدا نمىكند ، علم كلى است و چنان كه خواهد آمد مؤلف بر چنين سخنى طعن دارند . و حق آن است كه علم خداوند متعال حضورى است نه حصولى و مقام ، جاى تفصيل نيست ، بنابر اين حديث را بايد به غير علم حصولى حمل كرد . « 2 » حديث ششم از باب سوم از ابواب صفات ، در رد پندار يهود و تفسير آيه شصت و چهار مائده است . مجلسى به نقل از فخر رازى در تفسير كبير ، وجوه و احتمالاتى آورده از جمله : احتمال چهارم آن است كه شايد در ميان يهود ( كه به بسته بودن دست خدا قائل بودند ) عدهاى ، به مذهب فلسفى عقيده داشتهاند و آن اين كه خداوند را فاعل موجب مىدانند و حدوث حوادث را از او بر يك منوال و طريق ، ميسر مىدانند و خداوند را قادر به ايجاد جز بر آن وجه كه شده ، توانا نمىشناسند . استاد علامه در تعليقه خود كه در واقع بر كلام فخر رازى است چنين نوشته : اصل
--> ( 1 ) . همان ، ص 62 . . ( 2 ) . همان ، ص 72 . .